فقیر کیست و فقرش در چیست؟؟

گفته اند: فقیر آن نیست که کم دارد، فقیر آن است که بیشتر را طلب می کند.
فارغ از شخص گوینده، این سخن بخشی عظیم از عملکرد ما را در طول عمرمان نشان می دهد. البته این طلب کردن و آنچه که داریم را هم میتوان مورد تاویل قرار داد.
اما چند چیز به ذهنم میرسد که می نویسم شاید سامانی بیابد:
1- آیا هر که، هر چه طلب می کند در آن زمینه دچار فقر است؟! یا نه، باید آنکه از یک حدی بیشتر طلب میکند را فقیر دانست!
فقر یعنی فقدان، یعنی کمبود! ولی آیا اگر کسی میزان کافی داشته باشد باز هم طلب کند، فقیر است! یعنی به عبارت دیگر شخصی یک ماشین دارد و به زعم بسیاری برای رفع حاجاتش کافی است، اگر خودروی دیگری طلب کند، آیا فقیر است؟
در این حدود میتوانیم یک تفکیک کوچک انجام دهیم!
– طلب کردن حداقلات و ضروریات نشان دهنده عزم فرد برای زنده ماندن و زندگی کردن عزتمندانه است.
– فزون طلبی که اگر چه در ظاهر شخص دچار فقر نیست ولی به نوعی نشان از دلبستگی و نیاز و علاقه شدید ( هدف زندگی) او هست!
اینجاست که آن جمله معروف نیز معنی می یابد( فکر کنم نوعی شعر یا ضرب المثل است):
حقا که به دو جو نمی ارزیم بنگر که چی می ورزی!همون قدر می ارزی که می ورزی !در حقیقت بنده آنی که در بند آنی .
اگر ماشین داری و در عرف هم کافی می نماید ولی تشنه و طالب ماشین دیگری هستی، فقیر هستی برای ماشین دار شدن، اصطلاحا ماشین بازی، اگر دکترا داری، به زعم بسیاری دنبال مدرک دیگری هستی، مدرک گرایی، فقیر مدرکی هستی ( البته این مغایر افزایش فهم و شعور نیست.) که البته به درستی می پندارم : مدرک شعور نمی آورد (ولی میتواند شرایط خوبی برای تحصیل شعور فراهم نماید.)
2- آیا فقیر بودن مزیت است یا عیب: فاقد چیزی بودن یا محرومیت اگر اجباری باشد و به دغدغه ذهنی تبدیل شود به زعم من یک نقطه ضعف است و عیب تلقی می شود. اما اگر ارادی باشد و از سر نخواستن باشد قابل مذاکره است که آیا این نداشتن و فقدان برای چه کسی در چه موقعیتی است؟
اگر این سرکوب، نوعی ایثار است که من نگران هستم، فردا روزی مثل یک غده سرطانی سر باز کند و بی نهایت طلب کند وحشتناک است. ولی اگر این نخواستن نوعی ریاضت است که باز هم میتواند برای شخص یا فرد خاص با اراده خودش خوب باشد ولی قابل تعمیم به کل نیست!
نداشتن عیب نیست، دچار نشدن به آن بهتر است.
نداشتن عیب نیست، آگاه بودن برای مرتفع کردن عزتمند آن مزیت است و نیازمند شعور است.
نداشتن و فقیر بودن در حوزه های مادی برای افراد متوسط زنگ خطری است که از عقلشان به همان میزان استفاده کرده اند. این معیار هم قابل فکر است که ثروت مادی افراد متوسط و معمولی در میانسالی و در کهولت بیانگر استفاده از عقلشان در طول عمرشان است.
البته این عقل همان عقل ابزاری است. و شاید مراتب دیگر را خیلی درگیر نکند( عقلانیت آئینی، معناداری) ولی هرچه هست فقیر نبودن و عطش نداشتن در حوزه های مادی با حفظ حداقلات و عزتمندانه بودن رفتار اجتماعی به نظر من لازم است و برای همین است که این نیازهای اولیه گاهی تحقق اهداف بلند و رسالت عمیق انسان بودن را به خطر می اندازند و گاه به کل منحدم می کنند. و به قول فروغ فرخزاد (شاعر معاصر دوره ما): نان کمر بعثت انبیاء را نیز می شکست.
بابائی رها:
آنچه که برای تو می پسندم و تلاش می کنم به آن دچار شوی:
1- تامین نیازهای مادی و دنیوی و فیزیکی است در حد بالاتر از عرف و میانگین جامعه و پیرامونت. ( به شرط اینکه به مقایسه و رقابت با دیگران آلوده نشود.)

2- شعله ور کردن آتش آموختن و فقر امکانات آموزشی در تو، که هیچگاه گمان نکنی «پرنسس» شده ای و ظرفیت انسانی ات کامل شده است.

برای همین با مامانت عهدی بسته ایم که اعلام عمومی هم میکنیم و در عمل هم تلاش میکنیم اثبات کنیم که: هرچه بخواهی و بدانی که آموختنش میتواند برایت جذاب باشد و ادامه دار و مفید، فراهم است.
این از تاکیدات استادم جناب آقای دانایی کبیر هم هست که برایت چنین فراهم آوریم، او میگفت در لباس و کفشش و … افراط مذموم است و توصیه نمی شود ولی برایش آموزشها را محدود نکنید… حتی یک روز ستار و یک روز دیگر رقص و زبان و …(هرچه که خواست فراهم آورید)… او میگفت و می گفت…
و من هم یک به یک برایت نقل خواهم کرد.
ما متعهدیم به رویاهایمان و لذت تحقق آنها….
اما تو خود باش….
بابا محمد
1389.5.6

About these ads
این ورودی در دسته‌بندی نشده فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای فقیر کیست و فقرش در چیست؟؟

  1. parastoo می‌گوید:

    بحث بر سر فقر و فقیر در معنای اخلاقی کلمه، !!! ، به نظر کاری است عبثی ست ! تنها به درد بالا نشینان سخنور می خورد تا دل ما را به نداشته هاینان تسکین دهند و چشممان را بر داشته هایشان ببندند.
    فقیر آن نیست که کم دارد، فقیر آن است که بیشتر را طلب می کند. این جمله مرا یاد کتابهای دینی می اندازد ! چه پوچ !!!!!!!

    به نظر جامعه خموده و غمگین ما دیگر حتی به داشته ها و نداشته ها یش هم نمی اندیشد، و نتها نداشته هایش را در داشته های دیگران می جوید، حتی اگر به اتهام دزد بودن تمام آنها تمام شود!

  2. شاید می‌گوید:

    دکتر شریعتی

    فقر

    ميخواهم بگويم ……

    فقر همه جا سر ميكشد …….

    فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ……

    فقر ، چيزي را » نداشتن » است ، ولي ، آن چيز پول نيست ….. طلا و غذا نيست …….

    فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ……

    فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ……

    فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند …..

    فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود …..

    فقر ، همه جا سر ميكشد ……..

    فقر ، شب را » بي غذا » سر كردن نيست ..

    فقر ، روز را » بي انديشه» سر كردن است ..

  3. bedahe می‌گوید:

    پدر جان ما یک چیزی از نوشته تان درک کردیم آن هم اینکه : اینکه تو داری یا نداری مهم است اما نه آنقدر ها که به نظر می رسد و یا آنقدر که تو را اسیر کند. خواسته های تو نیز مهم اند! وقتی یک خواسته ای داری که بالقوه است تو نسبت به خواسته ات فقیری و و قتی خواسته ات بالفعل شد تو از فقر برون رفته ای و ثروتمند شده ای و این بازی ورود و خروج از فقر در جریان است. این فقر شیرین است، آن ثروت هم لذتبخش است. البته یک نوع فقر دیگر هم داریم :

    فقر احمقانه: قصه نوش و پوش است، قصه کلاس زبان تعطیل زنده باد چلوکباب است!

    فقر مفتضحانه: عدم درک راه حل های ساده جهت رفع رنجهای پیچیده است!

    فقر فرهنگی: تلقین هرز بودن علف های دشت بی فرهنگی است! توهم است.

    فقر دامن گیر : نخواهی که بفهمی است.

    زاویه دیدم به فقر با زاویه دید شریعتی هم درجه است.( بر خلاف سایر موارد)

    اما بدترین فقر به معنی دومی که گفتم فقر بر اساس عرف زندگی کردن است. بدم میاد! آنهم فقط برای خودم.بدم می آید از من بهتری(همان عرف) عقلش برای من بیشتر از من برسد .

  4. کریم می‌گوید:

    خدا کنه آدم فقیر چیزی باشه که بعد از بدست آوردنش احساس پوچ بودن نکنه وگرنه بعد از آن احساس بی فایده بودن و ناامیدی سراسر وجودت را فرا می گیره و تازه بدنبال راهی می گردی که این خلا را پر کنی.

  5. طیبه می‌گوید:

    فقیر آن نیست که کم دارد، فقیر آن است که بیشتر را طلب می کند.

    واقعا من این گفته را قبول دارم، و فکر کنم هنوزم که هنوزه خیلی ها معنای کلمه فقیر رو نمی دونن…

    ولی درخصوص کوچولوهای امروزی، بعضی وقتها آدم نمی دونه که آیا واقعا تحقق آروزها به نفع فرزند هست یا به ضرر آن؟

  6. مرضیه می‌گوید:

    فقير واقعي كسي است كه در عين دارائي براي بدست آوردن سرمايه ي بيشتر حرص دارد

    فقير واقعي كسي است كه احساسات خود را به ديگران نبخشد

    فقير واقعي كسي است كه فقر ديگران را بداند و در عين توانايي كمكي نكند

    فقير واقعي كسي است كه ديگران را وسيله اي براي رسيدن به اهدافش بداند

    فقير واقعي كسي است كه هنوز خودش و نيروهايش را نشناخته باشد

    فقير واقعي كسي است كه ديگران را دوست خود بداند ، نه خود را دوست ديگران

    فقير واقعي كسي است كه با اعمالش اجازه ي رشد كردن خود را بگيرد

    فقير واقعي كسي است كه خودش را از دوست داشتن خود محروم كند

    فقير واقعي كسي است كه چشمهايش را بر همه چيز باز كند ولي بر خودش ببندد

    فقير واقعي كسي است كه فردا را بر امروز ترجيح دهد

    فقير واقعي كسي است كه اشتباهات خود را نپذيرد

    فقير واقعي كسي است كه ياد بگيرد ولي ياد ندهد

    فقير واقعي كسي است كه عشق وسيله اي براي ارضاي تنهايي اش باشد نه بخشيدن احساساتش

    فقير واقعي كسي است كه بني آدم را در عمل اعضاي يكديگر نداند

    فقير واقعي كسي است كه براي خودش احترام قائل نباشد

    فقير واقعي كسي است كه از ضعف ديگران براي برتري يافتن بر آنها و تخريبشان استفاده كند

    فقير واقعي كسي است كه وسعت عشق را درك نكرده باشد

    فقير واقعي كسي است كه ناراحتي ديگران عاملي براي شادي اش باشد

    فقير واقعي كسي است كه فقط در غمها به ياد خدا باشد

    فقير واقعي كسي است كه با چشم و گوش و فكر ظاهري خودش را بينا، شنوا و آگاه بداند

    فقير واقعي كسي است كه با 4 خط شعر خود را شاعر و با 4 جمله ي تفكربرانگيز خودش را آگاه بداند

    فقير واقعي كسي است كه دلبستگي مسيري براي وابستگي اش باشد

  7. عابربدونه پا می‌گوید:

    نکاتی بسیار قابل تامل درباره فـــقــــر

    فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
    فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
    فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
    فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛
    فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
    فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
    فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛
    فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛
    فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛
    فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛
    فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛
    فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛
    فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛
    فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛
    فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
    فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛
    فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
    فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛
    فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛
    فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛
    فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛
    فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛
    فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s